شجاع

373

أنيس الناس ( فارسى )

تن ناتوان كى سوارى كند * سلاح شكسته چه يارى كند سپه به كه برنا بود ، زان كه پير * ميانجى كند چون رسد تيغ و تير پس از براى حرب جوان ، و از براى خداع پير و تجربه افتاده . بدان‌كه اصل الباب در معارضه و مقاومت خصم خداع و حيله است و اين صورت اسلم ، همچنانچه آن حكيم از براى تأكيد و تبيين اين معنى مثال اين صورت ذكر كرده . حكايت آورده‌اند كه شيرى بود ملك جميع سباع و وحوش ، و قرار اين ملك با جماعت رعاياى خود آنكه هرروز يكى از جملهء افراد حيوانات هرصنفى از براى طعمهء او بفرستند . و مقرّر چنان بود كه هركدام ازين اصناف كه نوبت ايشان باشد از براى رعايت عدل و عدم جور در ميان يكديگر قرعه زنند و به نام هركدام كه بيرون آيد او را بفرستند ، و قرار ديگر آنكه يكى ازين جماعت همراه باشد و او را سپرده قبض وصول بستاند و بازگردد . تا روزى از روزها نوبت جماعت خرگوشان شد . چون قرعه زدند اتّفاقا به نام ملك ايشان بيرون آمد . جماعت خرگوشان گفتند طريق معدلت‌شعارى و قاعدهء رعيّت دارى آنكه هيچ نوع از مكروهات به خود راه ندهى و هرچند زودتر توجّه نمايى .